(kəm plā' s'nt)
کامپلیسِنت
pleased with oneself; self-satisfied
راضی از خود؛ خودپسند
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Senator Troy denounced the complacent attitude of the polluters of our air.
سناتور تروی نگرش از خود راضی آلودهکنندگان هوای ما را محکوم کرد.
How can you be complacent about such a menace?
چگونه میتوانی نسبت به چنین خطری بیتفاوت و از خود راضی باشی؟
I was surprised that Martin was so complacent about his brief part in the play.
من تعجب کردم که مارتین نسبت به نقش کوتاهش در نمایش تا این حد از خود راضی بود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.