واژه

oral

(ôr' əl)

شفاهی

اورَل

Definition

spoken; using speech; of the mouth

توضیح فارسی

گفتاری؛ شفاهی؛ مربوط به دهان

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

An oral agreement is not enough; we must have a written promise.

یک توافق شفاهی کافی نیست؛ ما باید یک قول کتبی داشته باشیم.

اَن اورَل اَگریمِنت ایز نات ایناف؛ وی ماست هَو اِ ریتِن پرامیس.

Oral surgery is necessary to penetrate to the diseased root.

جراحی دهان برای رسیدن به ریشه بیمار ضروری است.

اورَل سِرجِری ایز نِسِسِری تو پِنِتریت تو دِ دیزیزد روت.

His unique oral powers made Lincoln a man to remember.

توانایی‌های بیانی منحصر‌به‌فرد او لینکلن را به شخصی فراموش‌نشدنی تبدیل کرد.

هیز یونیک اورَل پاوِرز مید لینکِن اِ مَن تو ریمِمبِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.