واژه

pension

(pen' shən)

حقوق بازنشستگی

پِنشِن

Definition

regular payment that is not wages; to make such a payment

توضیح فارسی

پرداخت منظم غیر از حقوق؛ مستمری

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Pensions are often paid because of long service, special merit, or injuries received.

حقوق‌های بازنشستگی اغلب به دلیل خدمت طولانی، شایستگی ویژه یا آسیب‌های دریافت‌شده پرداخت می‌شوند.

پِنشِنز آر آفِن پِید بیکاز آو لانگ سِرویس، اِسپِشِل مِرِت، اور اینجِریز ریسید.

The pension is calculated on the basis of your last year’s income.

مستمری بر اساس درآمد سال آخر شما محاسبه می‌شود.

دِ پِنشِن ایز کَلکیولِیتِد آن دِ بِیسِس آو یور لَست یِرز اینکام.

Mrs. Colby pensioned off her employee after thirty years of loyal service.

خانم کُلبی پس از سی سال خدمت وفادارانه کارمندش را بازنشسته کرد.

میسِز کُلبی پِنشِند آف هِر اِمپلویی اَفتِر ثِرتی یِرز آو لویال سِرویس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.