واژه

jeopardize

(jep' ər dīz)

به خطر انداختن

جِپِردایز

Definition

risk; endanger

توضیح فارسی

در معرض خطر قرار دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Soldiers jeopardize their lives in war.

سربازان در جنگ جان خود را به خطر می‌اندازند.

سولجِرز جِپِردایز دِر لایوز این وار.

Mr. Marcos revised his opinion of police officers after two of them had jeopardized their lives to save his drowning child.

آقای مارکوس پس از آنکه دو افسر پلیس جان خود را برای نجات فرزند در حال غرق شدنش به خطر انداختند نظرش را تغییر داد.

میستِر مارکوس ریوایزد هیز اُپینیِن آو پولیس آفیسِرز اَفتِر تو آو ذِم هَد جِپِردایزد دِر لایوز تو سیو هیز دراونینگ چایلد.

Though it jeopardized his chance for a promotion, Mr. Rafael ventured to criticize his boss.

اگرچه این کار شانس ارتقای آقای رافائل را به خطر انداخت، او جرئت کرد رئیسش را نقد کند.

ذو ایت جِپِردایزد هیز چَنس فور اِ پروموشِن، میستِر رافائل وِنچِرد تو کریتِسایز هیز باس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.