واژه

ventilate

(ven' tl āt)

تهویه کردن

وِنتِلیت

Definition

change the air in; purify by fresh air; discuss openly

توضیح فارسی

هوا را عوض کردن؛ تهویه کردن؛ آشکارا بحث کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We ventilated the kitchen by opening the windows.

ما با باز کردن پنجره‌ها آشپزخانه را تهویه کردیم.

وی وِنتِلیتِد دِ کیچِن بای اوپِنینگ دِ ویندوز.

The lungs ventilate the blood.

ریه‌ها خون را اکسیژن‌رسانی می‌کنند.

دِ لانگز وِنتِلیت دِ بلاد.

There is merit in ventilating the topic of the prom before the entire senior class.

بحث آزادانه درباره موضوع جشن قبل از کل کلاس ارشد مفید است.

ذِر ایز مِرِت این وِنتِلیتینگ دِ تاپیک آو دِ پرام بیفور دِ اِنتایِر سینیِر کِلَس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.