واژه

chiropractor

(kī' rə prak' tər)

کایروپرکتور / متخصص درمان دستی ستون فقرات

کایروپرَکتِر

Definition

a person who treats ailments by massage and manipulation of the vertebrae and other forms of therapy

توضیح فارسی

فردی که بیماری‌ها را با ماساژ و تنظیم ستون فقرات درمان می‌کند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The chiropractor tried to relieve the pain by manipulating the spinal column.

کایروپرکتور تلاش کرد با تنظیم ستون فقرات درد را کاهش دهد.

دِ کایروپرَکتِر تراید تو رِلیف دِ پِین بای مَنیپیولِیتینگ دِ اسپاینِل کالِم.

Mrs. Lehrer confirmed that a chiropractor had been treating her.

خانم لِرِر تأیید کرد که یک کایروپرکتور او را درمان می‌کرده است.

میسِز لِرِر کانفِرمد دَت اِ کایروپرَکتِر هَد بین تریتینگ هِر.

The chiropractor recommended hot baths between treatments.

کایروپرکتور حمام گرم را بین جلسات درمان توصیه کرد.

دِ کایروپرَکتِر رِکِمِندِد هات بَثس بِتوین تریت‌مِنتس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.