(mag' nə fī)
مَگنیفای
cause to look larger than it really is; make too much of; go beyond the truth in telling
بزرگتر نشان دادن؛ اغراق کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
A microscope is a magnifying glass.
میکروسکوپ یک شیشه بزرگنما است.
It seems that Mr. Steinmetz magnified the importance of the document in his possession.
به نظر میرسد آقای اشتاینمتز اهمیت سندی را که در اختیار داشت بزرگنمایی کرد.
Some people have a tendency to magnify every minor fault in others.
بعضی افراد تمایل دارند هر عیب کوچک دیگران را بزرگ کنند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.