واژه

scald

(skôld)

سوزاندن با مایع داغ

اسکالد

Definition

pour boiling liquid over; burn with hot liquid or steam; heat almost to the boiling point

توضیح فارسی

سوزاندن با مایع داغ یا بخار؛ نزدیک نقطه جوش گرم کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Do not neglect to scald the dishes before drying them.

فراموش نکن ظرف‌ها را پیش از خشک کردن با آب داغ ضدعفونی کنی.

دو نات نِگلِکت تو اسکالد دِ دیشِز بیفور درایینگ ذِم.

The scalding lava pouring from the mountain placed everyone in peril.

گدازه سوزان جاری‌شده از کوه همه را در خطر قرار داد.

دِ اسکالدینگ لاوا پورینگ فرام دِ ماونتِن پلیست اِوری‌وان این پِرِل.

By being hasty, Stella scalded her hand.

استلا به خاطر عجله دستش را سوزاند.

بای بینگ هِیستی، اِستِلا اسکالدِد هِر هَند.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.