(trans par' ənt)
ترَنسپَرِنت
easily seen through; clear
قابل دیدن از پشت؛ روشن و واضح
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Window glass is transparent.
شیشه پنجره شفاف است.
Colonel Thomas is a man of transparent honesty and loyalty.
سرهنگ توماس مردی با صداقت و وفاداری آشکار است.
The homicide was a transparent case of jealousy that got out of hand.
قتل یک مورد واضح از حسادت بود که از کنترل خارج شد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.