(kus' təm er' ē)
کاستِمِری
usual
رایج؛ معمول
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
It was customary for wealthy Romans to recline while they were dining.
برای رومیان ثروتمند معمول بود که هنگام غذا خوردن تکیه بدهند.
The Robin Williams movie received the customary rave reviews from the critics.
فیلم رابین ویلیامز طبق روال معمول نقدهای بسیار مثبتی از منتقدان دریافت کرد.
The traitor rejected the customary blindfold for the execution.
خائن چشمبند معمول برای اعدام را رد کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.