واژه

customary

(kus' təm er' ē)

معمول

کاستِمِری

Definition

usual

توضیح فارسی

رایج؛ معمول

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

It was customary for wealthy Romans to recline while they were dining.

برای رومیان ثروتمند معمول بود که هنگام غذا خوردن تکیه بدهند.

ایت واز کاستِمِری فور وِلثی رومِنز تو ریکلاین وایل دِی وِر داینینگ.

The Robin Williams movie received the customary rave reviews from the critics.

فیلم رابین ویلیامز طبق روال معمول نقدهای بسیار مثبتی از منتقدان دریافت کرد.

دِ رابین ویلیامز مووی ریسید دِ کاستِمِری رِیو ریویوز فرام دِ کریتیکس.

The traitor rejected the customary blindfold for the execution.

خائن چشم‌بند معمول برای اعدام را رد کرد.

دِ تِریتِر ریجِکتِد دِ کاستِمِری بلایندفولد فور دِ اِکسِکیوشِن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.