(kler' jē)
کِلِرجی
persons prepared for religious work; clergymen as a group
افرادی که برای امور مذهبی آموزش دیدهاند؛ روحانیون
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
We try never to hinder the clergy as they perform their sacred tasks.
ما تلاش میکنیم هرگز مانع روحانیون هنگام انجام وظایف مقدسشان نشویم.
Friar Tuck was a member of the clergy who loved a jolly jest.
فرایر تاک یکی از اعضای روحانیت بود که شوخیهای شاد را دوست داشت.
The majority of the clergy felt the new morality was a menace to society.
اکثر روحانیون احساس میکردند اخلاق جدید تهدیدی برای جامعه است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.