واژه

legible

(lej' ə bl)

خوانا

لِجِبِل

Definition

able to be read; easy to read; plain and clear

توضیح فارسی

قابل خواندن؛ واضح و روشن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Julia’s handwriting is beautiful and legible.

دست‌خط جولیا زیبا و خوانا است.

جولیاز هَندرایتینگ ایز بیوتیفول اَند لِجِبِل.

Nancy hesitated in her reading because the words were scarcely legible.

نَنسی هنگام خواندن مکث کرد چون کلمات به‌سختی خوانا بودند.

نَنسی هِزِتِیتِد این هِر ریدینگ بیکاز دِ وِردز وِر اِسکِرسلی لِجِبِل.

Our teacher penalizes us for compositions that are not legible.

معلم ما را به خاطر نوشته‌هایی که خوانا نیستند جریمه می‌کند.

آور تیچِر پینِلایزِز آس فور کامپِزیشِنز دَت آر نات لِجِبِل.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.