واژه

cancel

(kan' sl)

لغو کردن

کَنسِل

Definition

cross out; mark so that it cannot be used; wipe out; call off

توضیح فارسی

باطل کردن؛ خط زدن؛ لغو کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The stamp was only partially canceled.

تمبر فقط تا حدی باطل شده بود.

دِ اِستمپ واز اونلی پارشِلی کَنسِلد.

Because the first shipment contained defective parts, Mr. Zweben canceled the rest of the order.

چون اولین محموله قطعات معیوب داشت، آقای زوبن بقیه سفارش را لغو کرد.

بیکاز دِ فِرست شیپمِنت کانتِیند دیفِکتیو پارتس، میستِر زوِبِن کَنسِلد دِ رِست آو دِ اوردِر.

Having found just the right man for the job, Captain Mellides canceled all further interviews.

کاپیتان مِلیدِس پس از پیدا کردن فرد مناسب برای کار، تمام مصاحبه‌های بعدی را لغو کرد.

هَوینگ فَوند جاست دِ رایت مَن فور دِ جاب، کَپتِن مِلیدِس کَنسِلد آل فِرذِر اینتِرویوْز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.