واژه

coincide

(kō' in sīd')

هم‌زمان بودن / مطابقت داشتن

کوئین‌ساید

Definition

occupy the same place in space; occupy the same time; correspond exactly; agree

توضیح فارسی

هم‌زمان یا هم‌مکان بودن؛ دقیقاً مطابق بودن؛ توافق داشتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

If these triangles were placed one on top of the other, they would coincide.

اگر این مثلث‌ها روی هم قرار داده شوند، با هم منطبق می‌شوند.

ایف دیز ترای‌اَنگِلز وِر پلیست وان آن تاپ آو دِ آذِر، دِی وود کوئین‌ساید.

Because Pete’s and Jim’s working hours coincide, and they live in the same vicinity, they depart from their homes at the same time.

چون ساعت کاری پیت و جیم هم‌زمان است و در یک محله زندگی می‌کنند، هم‌زمان از خانه خارج می‌شوند.

بیکاز پیتس اَند جیمز وِرکینگ آورز کوئین‌ساید، اَند دِی لیو این دِ سیم وِسینیتی، دِی دیپارت فرام دِر هومز اَت دِ سیم تایم.

My verdict on the film coincides with Adele’s.

نظر من درباره فیلم با نظر آدل مطابقت دارد.

مای وِردیکت آن دِ فیلم کوئین‌سایدز ویذ اَدِلز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.