واژه

depart

(di pärt')

ترک کردن / رفتن

دیپارت

Definition

go away; leave; turn away from; change; die

توضیح فارسی

رفتن؛ ترک کردن؛ منحرف شدن؛ تغییر کردن؛ مردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We arrived in the village in the morning and departed that night.

ما صبح به روستا رسیدیم و همان شب رفتیم.

وی اَرایود این دِ ویلیج این دِ مورنینگ اَند دیپارتِد دَت نایت.

Stan was vague about departing from his usual manner of choosing a partner.

استن درباره دور شدن از روش معمولش برای انتخاب شریک مبهم صحبت کرد.

اِستن واز ویگ اَبَوت دیپارتینگ فرام هیز یوژوئَل مَنِر آو چوزینگ اِ پارتنِر.

Vera was reluctant to mention that her uncle had long since departed.

ورا تمایلی نداشت اشاره کند که عمویش مدت‌ها پیش درگذشته بود.

وِرا واز ریلَکتِنت تو مِنشِن دَت هِر آنکِل هَد لانگ سینس دیپارتِد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.