(di pärt')
دیپارت
go away; leave; turn away from; change; die
رفتن؛ ترک کردن؛ منحرف شدن؛ تغییر کردن؛ مردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
We arrived in the village in the morning and departed that night.
ما صبح به روستا رسیدیم و همان شب رفتیم.
Stan was vague about departing from his usual manner of choosing a partner.
استن درباره دور شدن از روش معمولش برای انتخاب شریک مبهم صحبت کرد.
Vera was reluctant to mention that her uncle had long since departed.
ورا تمایلی نداشت اشاره کند که عمویش مدتها پیش درگذشته بود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.