واژه

unearth

(un ərth')

کشف کردن / از خاک بیرون آوردن

آن اِرث

Definition

dig up; discover; find out

توضیح فارسی

از خاک بیرون آوردن؛ کشف کردن؛ پیدا کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The digging of the scientists unearthed a buried city.

حفاری دانشمندان یک شهر دفن‌شده را کشف کرد.

دِ دیگینگ آو دِ سایِنتیستس آن‌اِرثت اِ بِرید سیتی.

A plot to defraud the investors was unearthed by the F.B.I.

نقشه‌ای برای فریب سرمایه‌گذاران توسط اف‌بی‌آی فاش شد.

اِ پلات تو دیفraud دِ اینوِستِرز واز آن‌اِرثت بای دِ اِف‌بی‌آی.

The museum exhibited the vase that had been unearthed in Greece.

موزه گلدانی را که در یونان کشف شده بود به نمایش گذاشت.

دِ میوزیِم اِگزیبیتِد دِ وِیز دَت هَد بین آن‌اِرثت این گریس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.