واژه

recede

(ri sēd')

عقب رفتن

ریسید

Definition

go back; move back; slope backward; withdraw

توضیح فارسی

عقب رفتن؛ پس‌نشینی کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

As you ride past in a train, you have the unique feeling that houses and trees are receding.

وقتی با قطار عبور می‌کنی، این احساس خاص را داری که خانه‌ها و درختان در حال دور شدن هستند.

اَز یو راید پَست این اِ ترین، یو هَو دِ یونیک فیلینگ دَت هاوسِز اَند تریز آر ریسیدینگ.

Mr. Ranford’s beard conceals his receding chin.

ریش آقای رنفورد چانه عقب‌رفته او را پنهان می‌کند.

میستِر رَنفوردز بیِرد کانسیلز هیز ریسیدینگ چین.

Always cautious, Mr. Camhi receded from his former opinion.

آقای کَمهی که همیشه محتاط بود، از نظر قبلی خود عقب‌نشینی کرد.

آلویز کاشِس، میستِر کَمهی ریسیدِد فرام هیز فورمِر اُپینیِن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.