واژه

tumult

(tu' mült or too' mult)

آشوب / هیاهو

تیومالت

Definition

noise; uproar; violent disturbance or disorder

توضیح فارسی

سروصدا؛ آشوب؛ بی‌نظمی شدید

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The sailors’ voices were too feeble to be heard above the tumult of the storm.

صدای ملوانان آن‌قدر ضعیف بود که بالاتر از هیاهوی طوفان شنیده نمی‌شد.

دِ سِیلِرز وُیسِز وِر تو فیبِل تو بی هِرد اَبَو دِ تیومالت آو دِ استورم.

There was such a tumult in the halls we concluded an accident had occurred.

چنان آشوبی در راهروها بود که نتیجه گرفتیم حادثه‌ای رخ داده است.

ذِر واز ساچ اِ تیومالت این دِ هالز وی کانکلودِد اَن اَکسیدِنت هَد اَکِرد.

The dreaded cry of “Fire!” caused a tumult in the theater.

فریاد ترسناک «آتش!» باعث آشوب در تئاتر شد.

دِ دِرِدِد کرای آو فایِر کازد اِ تیومالت این دِ تھیِتِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.