(drench)
دِرِنچ
wet thoroughly; soak
کاملاً خیس کردن؛ غرق آب کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
A heavy rain drenched the campus, and the students had to dry out their wet clothing.
باران شدید محوطه دانشگاه را کاملاً خیس کرد و دانشجویان مجبور شدند لباسهای خیس خود را خشک کنند.
The drenching rains resumed after only one day of sunshine.
بارانهای سیلآسا تنها پس از یک روز آفتاب دوباره شروع شدند.
His fraternity friends tried to drench him but he was too clever for them.
دوستان انجمنش سعی کردند او را خیس کنند اما او از آنها زرنگتر بود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.