واژه

drench

(drench)

خیس کردن کامل

دِرِنچ

Definition

wet thoroughly; soak

توضیح فارسی

کاملاً خیس کردن؛ غرق آب کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

A heavy rain drenched the campus, and the students had to dry out their wet clothing.

باران شدید محوطه دانشگاه را کاملاً خیس کرد و دانشجویان مجبور شدند لباس‌های خیس خود را خشک کنند.

اِ هِوی رِین دِرِنچت دِ کَمپِس، اَند دِ اِستیودِنتس هَد تو درای آوت دِر وِت کلوثینگ.

The drenching rains resumed after only one day of sunshine.

باران‌های سیل‌آسا تنها پس از یک روز آفتاب دوباره شروع شدند.

دِ دِرِنچینگ رِینز ریزومد اَفتِر اونلی وان دی آو سانشاین.

His fraternity friends tried to drench him but he was too clever for them.

دوستان انجمنش سعی کردند او را خیس کنند اما او از آن‌ها زرنگ‌تر بود.

هیز فِرَتِرنِتی فِرِندز تراید تو دِرِنچ هیم بات هی واز تو کلِوِر فور ذِم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.