واژه

heed

(hēd)

توجه کردن

هید

Definition

give careful attention to; take notice of; careful attention

توضیح فارسی

با دقت توجه کردن؛ گوش دادن؛ دقت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

I demand that you heed what I say.

من می‌خواهم به حرفی که می‌زنم توجه کنی.

آی دیمَند دَت یو هید وات آی سی.

Florence pays no heed to what the signs say.

فلورنس هیچ توجهی به تابلوها نمی‌کند.

فلورِنس پِیز نو هید تو وات دِ ساینز سی.

Take heed and be on guard against those who try to deceive you.

دقت کن و مراقب کسانی باش که می‌خواهند فریبت دهند.

تِیک هید اَند بی آن گارد اَگِینست ذوز هو ترای تو دیسیو یو.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.