واژه

summit

(sum' it)

قله

سامیت

Definition

highest point; top

توضیح فارسی

بالاترین نقطه؛ قله

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We estimated the summit of the mountain to be twenty thousand feet.

ما ارتفاع قله کوه را بیست هزار فوت تخمین زدیم.

وی اِستِمِیتِد دِ سامیت آو دِ ماونتِن تو بی توِنتی ثاوزَند فیت.

Do not underestimate Ruth’s ambition to reach the summit of the acting profession.

جاه‌طلبی روث برای رسیدن به اوج حرفه بازیگری را دست‌کم نگیر.

دو نات آندِرِستِمِیت روثْز اَمبیشن تو ریچ دِ سامیت آو دِ اَکتینگ پِرافِشن.

The summit meeting of world leaders diminished the threat of war.

نشست سران جهان تهدید جنگ را کاهش داد.

دِ سامیت میتینگ آو وِرلد لیدِرز دیمینیشت دِ ثرِت آو وار.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.