(ü' n ə fī)
یونیفای
unite; make or form into one
یکی کردن؛ متحد ساختن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The novel traces the developments that unified the family.
این رمان تحولاتی را دنبال میکند که خانواده را متحد کرد.
After the Civil War our country became unified more strongly.
پس از جنگ داخلی، کشور ما متحدتر شد.
It takes a great deal of training to unify all these recruits into an efficient fighting machine.
برای متحد کردن این سربازان تازهکار به یک نیروی جنگی مؤثر، آموزش زیادی لازم است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.