(ə bīd')
اَباید
accept and follow out; remain faithful to; dwell; endure
پذیرفتن و پیروی کردن؛ وفادار ماندن؛ تحمل کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The team decided unanimously to abide by the captain’s ruling.
تیم به اتفاق آرا تصمیم گرفت از تصمیم کاپیتان پیروی کند.
Senator Ervin abided by his promise not to allow demonstrations in the committee room.
سناتور اِروین به قولش برای اجازه ندادن به تظاهرات در اتاق کمیته پایبند ماند.
My mother cannot abide dirt and vermin.
مادرم نمیتواند کثیفی و حشرات موذی را تحمل کند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.