واژه

abide

(ə bīd')

پایبند بودن / تحمل کردن

اَباید

Definition

accept and follow out; remain faithful to; dwell; endure

توضیح فارسی

پذیرفتن و پیروی کردن؛ وفادار ماندن؛ تحمل کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The team decided unanimously to abide by the captain’s ruling.

تیم به اتفاق آرا تصمیم گرفت از تصمیم کاپیتان پیروی کند.

دِ تیم دیسایدِد یونَنِمِسلی تو اَباید بای دِ کَپتِنز رولینگ.

Senator Ervin abided by his promise not to allow demonstrations in the committee room.

سناتور اِروین به قولش برای اجازه ندادن به تظاهرات در اتاق کمیته پایبند ماند.

سِنِیتِر اِروین اَبایدِد بای هیز پرامیس نات تو اَلاؤ دِمانستریشنز این دِ کَمیتی روم.

My mother cannot abide dirt and vermin.

مادرم نمی‌تواند کثیفی و حشرات موذی را تحمل کند.

مای مادِر کَنات اَباید دِرت اَند وِرمین.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.