واژه

drought

(drout)

خشکسالی

دراوت

Definition

long period of dry weather; lack of rain; lack of water; dryness

توضیح فارسی

دوره طولانی بدون باران؛ کمبود آب؛ خشکی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Because of the drought, some farmers began to migrate to more fertile regions.

به دلیل خشکسالی، بعضی کشاورزان شروع به مهاجرت به مناطق حاصلخیزتر کردند.

بیکاز آو دِ دراوت، سام فارمِرز بِگان تو مایگریت تو مور فِرتِل ریجِنز.

In time of drought, the crops become scorched.

در زمان خشکسالی، محصولات کشاورزی می‌سوزند.

این تایم آو دراوت، دِ کراپس بِکام اسکورچت.

As the drought wore on, people began to grumble against those who had squandered water when it was more plentiful.

وقتی خشکسالی ادامه پیدا کرد، مردم از کسانی که در زمان فراوانی آب را هدر داده بودند شکایت کردند.

اَز دِ دراوت وور آن، پیپِل بِگان تو گرامبِل اَگِینست ذوز هو هَد اِسکواندِرد واتِر وِن ایت واز مور پِلِنتیفول.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.