(sir' pləs)
سِرپلاس
amount over and above what is needed; excess; extra
مقدار اضافی بیش از نیاز؛ مازاد
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The bank keeps a large surplus of money in reserve.
بانک مقدار زیادی پول مازاد در ذخیره نگه میدارد.
Surplus wheat, cotton, and soybeans are shipped abroad.
گندم، پنبه و سویا مازاد به خارج فرستاده میشوند.
No mortal ever considers that he has a surplus of good things.
هیچ انسانی فکر نمیکند که از چیزهای خوب بیش از حد دارد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.