واژه

surplus

(sir' pləs)

مازاد

سِرپلاس

Definition

amount over and above what is needed; excess; extra

توضیح فارسی

مقدار اضافی بیش از نیاز؛ مازاد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The bank keeps a large surplus of money in reserve.

بانک مقدار زیادی پول مازاد در ذخیره نگه می‌دارد.

دِ بَنک کیپس اِ لارج سِرپلاس آو مانی این ریزِرو.

Surplus wheat, cotton, and soybeans are shipped abroad.

گندم، پنبه و سویا مازاد به خارج فرستاده می‌شوند.

سِرپلاس ویت، کاتِن، اَند سوی‌بینز آر شیپت اَبراد.

No mortal ever considers that he has a surplus of good things.

هیچ انسانی فکر نمی‌کند که از چیزهای خوب بیش از حد دارد.

نو مورتِل اِوِر کانسیدِرز دَت هی هَز اِ سِرپلاس آو گود ثینگس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.