واژه

dwindle

(dwin' dl)

کم شدن تدریجی

دوین‌دِل

Definition

become smaller and smaller; shrink

توضیح فارسی

کم‌کم کوچک شدن؛ کاهش یافتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Our supply of unpolluted water has dwindled.

ذخیره آب پاک ما کم شده است.

آور سِپلای آو آن‌پالوتِد واتِر هَز دوین‌دِلد.

With no visible signs of their ship, hopes for the men’s safety dwindled with each passing hour.

با نبود هیچ نشانه‌ای از کشتی آن‌ها، امید به سلامت مردان هر ساعت کمتر شد.

ویذ نو ویزیبِل ساینز آو دِر شیپ، هوپس فور دِ مِنز سیفتی دوین‌دِلد ویذ ایچ پَسینگ آور.

After the furious tempest, the dwindling chances of finding the raft vanished entirely.

پس از طوفان شدید، شانس‌های روبه‌کاهش برای پیدا کردن قایق کاملاً از بین رفت.

اَفتِر دِ فیوریِس تِمپِست، دِ دوین‌دلینگ چَنسِز آو فایندینگ دِ رَفت وَنیشت اِنتایِرلی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.