(dwin' dl)
دویندِل
become smaller and smaller; shrink
کمکم کوچک شدن؛ کاهش یافتن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Our supply of unpolluted water has dwindled.
ذخیره آب پاک ما کم شده است.
With no visible signs of their ship, hopes for the men’s safety dwindled with each passing hour.
با نبود هیچ نشانهای از کشتی آنها، امید به سلامت مردان هر ساعت کمتر شد.
After the furious tempest, the dwindling chances of finding the raft vanished entirely.
پس از طوفان شدید، شانسهای روبهکاهش برای پیدا کردن قایق کاملاً از بین رفت.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.