واژه

majestic

(mə jes' tik)

باشکوه

مَجِستیک

Definition

grand; noble; dignified; kingly

توضیح فارسی

عظیم؛ باشکوه؛ باوقار؛ شاهانه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The lion is the most majestic creature of the jungle.

شیر باشکوه‌ترین موجود جنگل است.

دِ لایِن ایز دِ موست مَجِستیک کریچِر آو دِ جانگِل.

In Greek mythology, Mt. Olympus was the majestic home of the gods.

در اسطوره‌شناسی یونان، کوه المپ خانه باشکوه خدایان بود.

این گریک مایثالِجی، ماونت اُلیمپِس واز دِ مَجِستیک هوم آو دِ گادز.

The graduates marched into the auditorium to the music of the majestic symphony.

فارغ‌التحصیلان با موسیقی باشکوه سمفونی وارد سالن شدند.

دِ گِرَجویِتس مارچت اینتو دِ آدیتوریِم تو دِ میوزیک آو دِ مَجِستیک سیمفِنی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.