واژه

narcotic

(när kŏt' ik)

ماده مخدر

نارکاتیک

Definition

drug that produces drowsiness, sleep, dullness, or an insensible condition, and lessens pain by dulling the nerves

توضیح فارسی

دارویی که خواب‌آلودگی و بی‌حسی ایجاد می‌کند و درد را کاهش می‌دهد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Opium is a powerful narcotic.

تریاک یک ماده مخدر قوی است.

اوپیوم ایز اِ پاوِرفول نارکاتیک.

We do not have adequate knowledge of the narcotic properties of these substances.

ما دانش کافی درباره ویژگی‌های مخدر این مواد نداریم.

وی دو نات هَو اَدِکوئِت نالج آو دِ نارکاتیک پراپِرتیز آو دیز سابستِنسِز.

The doctor prescribed a narcotic medicine to soothe the patient’s suffering.

پزشک داروی مخدری برای آرام کردن درد بیمار تجویز کرد.

دِ داکتِر پریسکرایبد اِ نارکاتیک مِدیسِن تو سوذ دِ پِیشِنتس سافِرینگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.