(ri frān')
ریفرِین
hold back
خودداری کردن؛ بازداشتن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Refrain from making hasty promises.
از دادن قولهای عجولانه خودداری کن.
Milo could not refrain from laughing at the jest.
مایلو نتوانست از خندیدن به شوخی خودداری کند.
If you want to be heard, you must refrain from mumbling.
اگر میخواهی صدایت شنیده شود، باید از مِنمِن کردن خودداری کنی.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.