واژه

tempest

(tem' pist)

طوفان شدید

تِمپِست

Definition

violent storm with much wind; a violent disturbance

توضیح فارسی

طوفان شدید همراه با باد؛ آشوب شدید

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The tempest drove the ship on the rocks.

طوفان کشتی را به سمت صخره‌ها راند.

دِ تِمپِست دروو دِ شیپ آن دِ راکس.

Following the weather report of the approaching tempest, we were prompted to seek immediate shelter.

پس از گزارش هواشناسی درباره طوفان نزدیک‌شونده، ما مجبور شدیم فوراً پناه بگیریم.

فالویینگ دِ وِذِر ریپورت آو دِ اَپروچینگ تِمپِست، وی وِر پرامپتِد تو سیک ایمیدیت شِلتِر.

When Mr. Couche saw that a tempest was brewing over the issue, he hastily called a meeting.

وقتی آقای کوش دید که بر سر این موضوع آشوبی در حال شکل‌گیری است، با عجله جلسه‌ای برگزار کرد.

وِن میستِر کوش سا دَت اِ تِمپِست واز بروئینگ اووِر دِ ایشو، هی هِیستیلی کالد اِ میتینگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.