واژه

scorch

(skôrch)

سوزاندن

اسکورچ

Definition

burn slightly; dry up; criticize sharply

توضیح فارسی

کمی سوزاندن؛ خشک کردن؛ شدیداً انتقاد کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The hot iron scorched the tablecloth.

اتوی داغ رومیزی را سوزاند.

دِ هات آیرِن اسکورچت دِ تیبِل‌کلاث.

Farmers reported that their wheat was being scorched by the fierce rays of the sun.

کشاورزان گزارش دادند که گندمشان توسط پرتوهای شدید خورشید سوخته است.

فارمِرز ریپورتِد دَت دِر ویت واز بینگ اسکورچت بای دِ فیرس رِیز آو دِ سان.

Mr. Regan gave the class a scorching lecture on proper behavior in the cafeteria.

آقای ریگان یک سخنرانی تند درباره رفتار مناسب در کافه‌تریا برای کلاس انجام داد.

میستِر ریگِن گیو دِ کِلَس اِ اسکورچینگ لِکچِر آن پراپِر بِهِیویر این دِ کَفِتیریا.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.