(skôrch)
اسکورچ
burn slightly; dry up; criticize sharply
کمی سوزاندن؛ خشک کردن؛ شدیداً انتقاد کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The hot iron scorched the tablecloth.
اتوی داغ رومیزی را سوزاند.
Farmers reported that their wheat was being scorched by the fierce rays of the sun.
کشاورزان گزارش دادند که گندمشان توسط پرتوهای شدید خورشید سوخته است.
Mr. Regan gave the class a scorching lecture on proper behavior in the cafeteria.
آقای ریگان یک سخنرانی تند درباره رفتار مناسب در کافهتریا برای کلاس انجام داد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.