واژه

subsequent

(sub' sə kwənt)

بعدی

سَبسِکوِنت

Definition

later; following; coming after

توضیح فارسی

بعدی؛ پس از آن؛ متعاقب

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Subsequent events proved that Sloan was right.

رویدادهای بعدی ثابت کردند که اسلون حق داشت.

سَبسِکوِنت ایوِنتس پروود دَت اسلون واز رایت.

Further explanations will be presented in subsequent lectures.

توضیحات بیشتر در سخنرانی‌های بعدی ارائه خواهد شد.

فِرذِر اِکسپِلِنِیشِنز ویل بی پِرِزِنتِد این سَبسِکوِنت لِکچِرز.

Though the enemy forces resisted at first, they subsequently learned that their efforts were in vain.

اگرچه نیروهای دشمن ابتدا مقاومت کردند، اما بعداً فهمیدند که تلاششان بیهوده بوده است.

ذو دِ اِنِمی فورسِز رِزیستِد اَت فِرست، دِی سَبسِکوِنتلی لِرند دَت دِر اِفِرتس وِر این وِین.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.