(sub' sə kwənt)
سَبسِکوِنت
later; following; coming after
بعدی؛ پس از آن؛ متعاقب
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Subsequent events proved that Sloan was right.
رویدادهای بعدی ثابت کردند که اسلون حق داشت.
Further explanations will be presented in subsequent lectures.
توضیحات بیشتر در سخنرانیهای بعدی ارائه خواهد شد.
Though the enemy forces resisted at first, they subsequently learned that their efforts were in vain.
اگرچه نیروهای دشمن ابتدا مقاومت کردند، اما بعداً فهمیدند که تلاششان بیهوده بوده است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.