واژه

soar

(sôr)

اوج گرفتن

سور

Definition

fly upward or at a great height; aspire

توضیح فارسی

در ارتفاع زیاد پرواز کردن؛ اوج گرفتن؛ آرزو داشتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We watched the soaring eagle skim over the mountain peak.

ما عقاب اوج‌گیرنده را تماشا کردیم که از روی قله کوه می‌گذشت.

وی واچت دِ سورینگ ایگِل اسکیم اووِر دِ مانتِن پیک.

An ordinary man cannot comprehend such soaring ambition.

یک انسان معمولی نمی‌تواند چنین جاه‌طلبی بلندی را درک کند.

اَن اُردِنِری مَن کَنات کامپریهِند ساچ سورینگ اَمبیشن.

The senator’s hopes for victory soared after his television appearance.

امیدهای سناتور برای پیروزی پس از حضور تلویزیونی‌اش اوج گرفت.

دِ سِنِیتِرز هوپس فور ویکتِری سورد اَفتِر هیز تِلِویژِن اَپیرِنس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.