(sôr)
سور
fly upward or at a great height; aspire
در ارتفاع زیاد پرواز کردن؛ اوج گرفتن؛ آرزو داشتن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
We watched the soaring eagle skim over the mountain peak.
ما عقاب اوجگیرنده را تماشا کردیم که از روی قله کوه میگذشت.
An ordinary man cannot comprehend such soaring ambition.
یک انسان معمولی نمیتواند چنین جاهطلبی بلندی را درک کند.
The senator’s hopes for victory soared after his television appearance.
امیدهای سناتور برای پیروزی پس از حضور تلویزیونیاش اوج گرفت.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.