واژه

discard

(dis kard')

دور انداختن

دیسکارد

Definition

throw aside

توضیح فارسی

کنار گذاشتن؛ دور انداختن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Anna casually discarded one boyfriend after another.

آنا به‌سادگی یک دوست‌پسر را پس از دیگری کنار گذاشت.

اَنّا کَژوئِلی دیسکاردِد وان بوی‌فِرِند اَفتِر اَنادِر.

Confident that he held a winning hand, Slim refused to discard anything.

اسلیم که مطمئن بود دست برنده دارد، حاضر نشد چیزی را دور بیندازد.

کانفیدِنت دَت هی هِلد اِ وینینگ هَند، اسلیم ریفیوزد تو دیسکارد اَنی‌ثینگ.

Asked why he had discarded his family traditions, Mr. Menzel remained mute.

وقتی از او پرسیدند چرا سنت‌های خانوادگی‌اش را کنار گذاشته، آقای مِنزِل سکوت کرد.

اَسکت وای هی هَد دیسکاردِد هیز فَمیلی تِرَدیشنز، میستِر مِنزِل ریمِیند میوت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.