واژه

event

(i vent')

رویداد

ایوِنت

Definition

happening; important happening; result or outcome; one item in a program of sports

توضیح فارسی

اتفاق؛ رویداد مهم؛ نتیجه؛ بخش مسابقه ورزشی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The greatest event in Ellie’s life was winning the $1,000,000 lottery.

بزرگ‌ترین رویداد زندگی اِلی بردن بخت‌آزمایی یک میلیون دلاری بود.

دِ گریتِست ایوِنت این اِلیز لایف واز وینینگ دِ وان میلیون دالِر لاتِری.

We chose our seat carefully and then awaited the shot put event.

ما با دقت جای خود را انتخاب کردیم و سپس منتظر مسابقه پرتاب وزنه شدیم.

وی چوز آور سیت کِرفُلی اَند ذِن اَوِیتِد دِ شات پوت ایوِنت.

There is merit in gaining wisdom even after the event.

حتی پس از اتفاق نیز خردمند شدن ارزش دارد.

ذِر ایز مِرِت این گِینینگ ویزدِم ایوِن اَفتِر دِ ایوِنت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.