واژه

cinema

(sin' ə mə)

سینما

سینِما

Definition

moving picture

توضیح فارسی

فیلم سینمایی؛ سینما

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Censors have developed a rating system for the cinema.

سانسورچی‌ها برای سینما یک سیستم درجه‌بندی ایجاد کرده‌اند.

سِنسِرز هَو دیوِلِپت اِ رِیتینگ سیستِم فور دِ سینِما.

Today’s cinema is full of homicides and violence.

سینمای امروز پر از قتل و خشونت است.

تودیِز سینِما ایز فول آو هامی‌سایدز اَند وایولِنس.

A best-seller is often the source of cinema stories.

یک کتاب پرفروش اغلب منبع داستان‌های سینمایی است.

اِ بِست‌سِلِر ایز آفِن دِ سورس آو سینِما استوریز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.