واژه

obtain

(əb tān')

به دست آوردن

اُبتِین

Definition

get; be in use

توضیح فارسی

گرفتن؛ به دست آوردن؛ رایج بودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

An adolescent is finding it increasingly difficult to obtain a good job without a diploma.

برای یک نوجوان روزبه‌روز سخت‌تر می‌شود که بدون مدرک شغل خوبی به دست آورد.

اَن اَدِلِسِنت ایز فایندینگ ایت اینکریسینگلی دیفیکِلت تو اُبتِین اِ گود جاب ویداوت اِ دیپلوما.

David obtained accurate information about college from his guidance counselor.

دیوید اطلاعات دقیقی درباره دانشگاه به دست آورد.

دیوید اُبتِیند اَکیورِت اینفِرمِیشن اَبَوت کالِج فرام هیز گایدِنس کانسِلِر.

Because this is a coeducational school, different rules obtain here.

چون این یک مدرسه مختلط است، قوانین متفاوتی در اینجا رایج است.

بیکاز ذیس ایز اِ کو اِجِ کِیشِنَل اسکول، دیفِرِنت رولز اُبتِین هیر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.