واژه

lottery

(lot' ər ē)

بخت‌آزمایی

لاتِری

Definition

a scheme for distributing prizes by lot or chance

توضیح فارسی

روشی برای توزیع جایزه بر اساس شانس یا قرعه‌کشی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The merit of a lottery is that everyone has an equal chance.

مزیت بخت‌آزمایی این است که همه شانس برابری دارند.

دِ مِرِت آو اِ لاتِری ایز دَت اِوری‌وان هَز اَن ایکوَل چَنس.

We thought that a lottery was an absurd way of deciding who should be the team captain.

ما فکر می‌کردیم بخت‌آزمایی روش احمقانه‌ای برای انتخاب کاپیتان تیم است.

وی ثات دَت اِ لاتِری واز اَن اَبسِرد وی آو دیسایدینگ هو شود بی دِ تیم کَپتِن.

The rash young man claimed the lottery prize only to find he had misread his number.

آن جوان عجول جایزه بخت‌آزمایی را مطالبه کرد اما بعد فهمید شماره‌اش را اشتباه خوانده است.

دِ رَش یانگ مَن کلیمد دِ لاتِری پرایز اونلی تو فایند هی هَد میس‌رِد هیز نامبِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.