واژه

untidy

(un tī' dē)

نامرتب

آن تای دی

Definition

not neat; not in order

توضیح فارسی

مرتب نبودن؛ بی‌نظم

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The bachelors’ quarters were most untidy.

محل زندگی مجردها بسیار نامرتب بود.

دِ بَچِلِرز کوارتِرز وِر موست آن تای دی.

We must start a cleanup campaign to keep the campus from being so untidy.

ما باید یک برنامه پاکسازی آغاز کنیم تا محیط دانشگاه این‌قدر نامرتب نباشد.

وی ماست اِستارت اِ کلین‌آپ کَمپِین تو کیپ دِ کَمپِس فرام بینگ سو آن تای دی.

Finding the house in such an untidy condition baffled us.

دیدن خانه در چنین وضعیت نامرتبی ما را گیج کرد.

فایندینگ دِ هاوس این ساچ اَن آن تای دی کاندیشن بَفِلد آس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.