واژه

vaccinate

(vak' sə nāt)

واکسینه کردن

وَکسِ نِیت

Definition

inoculate with vaccine as a protection against smallpox and other diseases

توضیح فارسی

تزریق واکسن برای محافظت در برابر آبله و دیگر بیماری‌ها

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

There has been a radical decline in polio since doctors began to vaccinate children with the Salk vaccine.

از زمانی که پزشکان کودکان را با واکسن سالک واکسینه کردند، کاهش چشمگیری در بیماری فلج اطفال به وجود آمده است.

ذِر هَز بین اِ رَدیکَل دیکلاین این پولیو سینس داکتِرز بِگان تو وَکسِ نِیت چیلدرِن ویت دِ سالک وَکسین.

The general population has accepted the need to vaccinate children against the once-dreaded disease.

مردم به طور کلی نیاز به واکسینه کردن کودکان در برابر آن بیماری ترسناک سابق را پذیرفته‌اند.

دِ جِنرَل پاپیولِیشن هَز اَکسِپتِد دِ نید تو وَکسِ نِیت چیلدرِن اَگِینست دِ وانس دِرِدِد دیزیز.

Numerous examples persist of people who have neglected to have their infants vaccinated.

نمونه‌های فراوانی از افرادی وجود دارد که از واکسینه کردن نوزادان خود غفلت کرده‌اند.

نیومِرِس اِگزامپِلز پِرسیست آو پیپِل هو هَو نِگلِکتِد تو هَو دِر اینفِنتس وَکسِ نِیتِد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.