واژه

precede

(prē sēd')

پیشی گرفتن / مقدم بودن

پری سید

Definition

go before; come before; be higher in rank or importance

توضیح فارسی

قبل از چیزی آمدن؛ مقدم بودن؛ از نظر رتبه یا اهمیت بالاتر بودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Lyndon Johnson preceded Richard Nixon as president.

لیندون جانسون پیش از ریچارد نیکسون رئیس‌جمهور بود.

لیندِن جانسِن پری سیدِد ریچِرد نیکسِن اَز پِرِزیدِنت.

In a gallant gesture, Ronnie allowed Amanda’s name to precede his in the program listing.

در حرکتی جوانمردانه، رانی اجازه داد نام آماندا در فهرست برنامه پیش از نام او قرار بگیرد.

این اِ گَلِنت جِسچِر، رانی اَلاؤد آمانداز نیم تو پری سید هیز این دِ پروگرام لیستینگ.

A prominent speaker preceded the ceremony of the granting of the diplomas.

یک سخنران برجسته پیش از مراسم اهدای دیپلم‌ها صحبت کرد.

اِ پرامِنِنت اسپیکِر پری سیدِد دِ سِرِمِنی آو دِ گرَنتینگ آو دِ دیپلومَز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.