واژه

candidate

(kan' də dāt)

نامزد

کَندِدِیت

Definition

person who is proposed for some office or honor

توضیح فارسی

شخصی که برای یک مقام یا افتخار پیشنهاد می‌شود

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We can have a maximum of four candidates for the office of president.

ما می‌توانیم حداکثر چهار نامزد برای مقام ریاست‌جمهوری داشته باشیم.

وی کَن هَو اِ مَکسیمِم آو فور کَندِدِیتس فور دِ آفیس آو پِرِزیدِنت.

Each candidate for mayor seemed confident he would be victorious.

هر نامزد شهرداری مطمئن به نظر می‌رسید که پیروز خواهد شد.

ایچ کَندِدِیت فور مِیِر سیمد کانفیدِنت هی وود بی ویکتوریِس.

Derek Jeter is a candidate for baseball’s Hall of Fame.

درک جیتر یک نامزد برای تالار مشاهیر بیسبال است.

دِرِک جیتِر ایز اِ کَندِدِیت فور بِیس‌بالز هال آو فِیم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.