واژه

retain

(ri tān')

حفظ کردن؛ نگه داشتن

ریتِین

Definition

keep; remember; employ by payment of a fee

توضیح فارسی

نگه داشتن؛ به خاطر سپردن؛ استخدام کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Despite her lack of funds Mrs. Reilly retained a detective to follow her spouse.

خانم رایلی با وجود کمبود پول، یک کارآگاه را برای تعقیب همسرش استخدام کرد.

دِسپایت هِر لَک آو فاندز، میسیز رایلی ریتِیند ا دِتِکتیو تو فالو هِر اسپاوس.

China dishes have the unique quality of retaining heat longer than metal pans.

ظروف چینی ویژگی منحصربه‌فرد حفظ کردن گرما برای مدت بیشتر از ظرف‌های فلزی را دارند.

چاینا دیشِز هَو دِ یونیک کوالِتی آو ریتِینینگ هیت لانگِر ذَن مِتِل پَنز.

Like the majority of people, I can retain the tune but not the words of a song.

مثل بیشتر مردم، من می‌توانم آهنگ را به خاطر بسپارم اما نه کلمات ترانه را.

لایک دِ مجوریتی آو پیپِل، آی کَن ریتِین دِ تیون بات نات دِ وِردز آو ا سانگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.