واژه

mute

(myüt)

لال؛ ساکت

میوت

Definition

silent; unable to speak

توضیح فارسی

ساکت؛ ناتوان از صحبت کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The usually defiant child stood mute before the principal.

کودکی که معمولاً نافرمان بود، جلوی مدیر ساکت ایستاد.

دِ یوجوئِلی دیفایِنت چایلد استود میوت بیفور دِ پرینسِپَل.

People are no longer willing to remain mute on the subject of abuse of gun control.

مردم دیگر حاضر نیستند درباره موضوع سوءاستفاده از کنترل اسلحه ساکت بمانند.

پیپِل آر نو لانگِر ویلینگ تو ریمِین میوت آن دِ سابجِکت آو اَبیوز آو گان کِنترول.

The horror of the famine left the inhabitants of the land mute with their tragic memories.

وحشت قحطی ساکنان آن سرزمین را با خاطرات غم‌انگیزشان لال کرد.

دِ هارِر آو دِ فَمین لِفت دِ اَنهَبیتِنتس آو دِ لَند میوت ویذ ذِر تراجیک مِمِریز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.