(myüt)
میوت
silent; unable to speak
ساکت؛ ناتوان از صحبت کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The usually defiant child stood mute before the principal.
کودکی که معمولاً نافرمان بود، جلوی مدیر ساکت ایستاد.
People are no longer willing to remain mute on the subject of abuse of gun control.
مردم دیگر حاضر نیستند درباره موضوع سوءاستفاده از کنترل اسلحه ساکت بمانند.
The horror of the famine left the inhabitants of the land mute with their tragic memories.
وحشت قحطی ساکنان آن سرزمین را با خاطرات غمانگیزشان لال کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.