واژه

mumble

(mum' bl)

من‌من کردن

مامبِل

Definition

speak indistinctly

توضیح فارسی

نامفهوم صحبت کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Ricky mumbled his awkward apology.

ریکی عذرخواهی awkward خود را من‌من‌کنان بیان کرد.

ریکی مامبِلد هیز آکوِرد اَپالِجی.

This speech course will encourage you to stop mumbling and to speak more distinctly.

این دوره سخنرانی شما را تشویق می‌کند من‌من کردن را کنار بگذارید و واضح‌تر صحبت کنید.

ذیس اسپیچ کورس ویل اِنکِرج یو تو استاپ مامبلینگ اَند تو اسپیک مور دیستینکتلی.

When the witness continued to mumble, the judge asked him to speak up.

وقتی شاهد به من‌من کردن ادامه داد، قاضی از او خواست بلندتر صحبت کند.

وِن دِ ویتنِس کِنتینیود تو مامبِل، دِ جاج اَسکت هیم تو اسپیک آپ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.