واژه

abuse

(ə būz' or ə büs')

سوءاستفاده؛ بدرفتاری

اَبْیوز

Definition

make bad use of; use wrongly; treat badly; scold very severely; bad treatment

توضیح فارسی

سوءاستفاده کردن؛ بدرفتاری کردن؛ استفاده نادرست

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Those who abuse the privileges of the honor system will be penalized.

کسانی که از امتیازات سیستم افتخاری سوءاستفاده کنند مجازات خواهند شد.

ذوز هو اَبیوز دِ پریویلیجِز آو دِ آنِر سیستِم ویل بی پِنِلایزد.

The editor apologized for the abuse we had suffered as a result of his article.

سردبیر بابت بدرفتاریای که در نتیجه مقاله‌اش تحمل کرده بودیم عذرخواهی کرد.

دِ اِدیتِر اَپالِجایزد فور دِ اَبیوز وی هَد سافِرد اَز ا ریزالت آو هیز آرتیکل.

Brutal abuse of children in the orphanage was disclosed by the investigation.

بدرفتاری وحشیانه با کودکان در یتیم‌خانه توسط تحقیقات فاش شد.

بروتَل اَبیوز آو چلدرِن این دِ اورفِنِج واز دیسکلوزد بای دِ اینوِستیگِیشِن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.