واژه

lecture

(lek' chər)

سخنرانی؛ سرزنش کردن

لِکچِر

Definition

speech or planned talk; a scolding; to scold

توضیح فارسی

سخنرانی؛ توبیخ کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Rarely have I heard a lecture with such clear illustrations.

به‌ندرت سخنرانیای با چنین توضیحات روشنی شنیده‌ام.

رِرلی هَو آی هِرد ا لِکچِر ویذ ساچ کلیر ایلِسترِیشِنز.

Henry’s father lectured him on the awesome perils of drug addiction.

پدر هنری درباره خطرات وحشتناک اعتیاد به مواد مخدر او را سرزنش کرد.

هِنریز فاذِر لِکچِرد هیم آن دِ آوسِم پِرِلز آو دراگ اَدیکشِن.

A famous journalist delivered a lecture on prejudice in the press.

یک روزنامه‌نگار مشهور درباره تعصب در رسانه‌ها سخنرانی کرد.

ا فِیمِس ژورنَلیست دِلیوِرد ا لِکچِر آن پِرِجودیس این دِ پِرِس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.