واژه

jolly

(jäl' ē)

شاد و خوشحال

جالی

Definition

merry; full of fun

توضیح فارسی

شاد؛ پر از نشاط

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The jolly old man, an admitted bigamist, had forgotten to mention his first wife to his new spouse.

آن مرد پیر شاد که به دوهمسری اعتراف کرده بود، فراموش کرده بود همسر اولش را به همسر جدیدش معرفی کند.

دِ جالی اُلد مَن هَد فورگاتِن تو مِنشِن هیز فِرست وایف تو هیز نیو اسپاوس.

When the jolly laughter subsided, the pirates began the serious business of dividing the gold.

وقتی خنده‌های شاد فروکش کرد، دزدان دریایی کار جدی تقسیم طلا را آغاز کردند.

وِن دِ جالی لَفتِر سابسایدِد، دِ پایرِتس بِگَن دِ سیریِس بیزنِس آو دیوایدینگ دِ گُلد.

Are you aware that a red-suited gentleman with a jolly twinkle in his eyes is stuck in the chimney?

آیا می‌دانید مردی با لباس قرمز و برق شاد در چشمانش داخل دودکش گیر کرده است؟

آر یو اَوِر دَت ا رِد سوتِد جِنتِل‌مِن ویذ ا جالی توینکِل این هیز آیز ایز استاک این دِ چیمنی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.