واژه

shrill

(shril)

زیر و تیز

شریل

Definition

having a high pitch; high and sharp in sound; piercing

توضیح فارسی

دارای صدای زیر و نافذ

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Despite their small size, crickets make very shrill noises.

با وجود جثه کوچکشان، جیرجیرک‌ها صداهای بسیار زیر و تیزی تولید می‌کنند.

دِسپایت ذِر اِسمال سایز، کریکِتس مِیک وِری شریل نویزِز.

The shrill whistle of the policeman was warning enough for the fugitive to stop in his tracks.

سوت تیز پلیس برای متوقف کردن فراری کافی بود.

دِ شریل ویسِل آو دِ پولیس‌مَن واز وُرنینگ ایناف فور دِ فیوجیتیو تو استاپ این هیز تِرَکس.

A shrill torrent of insults poured from the mouth of the shrieking woman.

سیلی از توهین‌های تیز و گوش‌خراش از دهان آن زن فریادزن بیرون ریخت.

ا شریل تورِنت آو اینسالتس پورد فرام دِ مَوث آو دِ شریکیینگ وومن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.