واژه

prejudice

(prej' ə dis)

تعصب؛ پیش‌داوری

پِرِجودیس

Definition

an opinion formed without taking time and care to judge fairly; to harm or injure

توضیح فارسی

قضاوت ناعادلانه و از پیش شکل‌گرفته؛ آسیب رساندن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Prejudice against minority groups will linger on as long as people ignore the facts.

تعصب علیه گروه‌های اقلیت تا زمانی که مردم واقعیت‌ها را نادیده بگیرند ادامه خواهد داشت.

پِرِجودیس اَگِینست ماینوریتی گروپس ویل لینگِر آن اَز لانگ اَز پیپِل ایگنور دِ فَکتس.

Eliminating prejudice should be among the first concerns of a democracy.

از بین بردن پیش‌داوری باید از نخستین دغدغه‌های یک دموکراسی باشد.

اِلیمینِیتینگ پِرِجودیس شود بی اَمانگ دِ فِرست کِنسِرنز آو ا دِماکراسی.

The witness’s weird behavior prejudiced Nancy’s case.

رفتار عجیب شاهد به پرونده نانسی آسیب زد.

دِ ویتنِسِز ویرد بیهیویر پِرِجودیست نَنسیز کیس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.